خداجونم ممنونم ازت به خاطر همه چیز ... بخاطر خوشحالی و شادی امروزم ... به خاطر اینکه عشقم کنارمه ...
امروز خیلی خوشحال بودم با اینکه حالم خیلی خوب نبود خوشحال از این بودم که تو پیشمی ... با اینکه پیش خانوادم نیستم با اینکه دلم برای همشون تنگ شده ول
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور
برای بعضی دردها ... نه می توان گریه کرد ... نه می توان فریاد زد ... برای بعضی دردها فقط می توان نگاه کرد و بی صدا شکست ...
فقط می خوام بگم خدایا همه چیزو تو زندگی با رضایت تو می خوام ، هر چی با صلاحه خودت بدی شیرینه ، لذت بخشه، دائمیه، می خوام دیگه روزه سکوت بگیرم و بشینم تماشا کنم ، همین ....
اِنَّ اللهَ معَ الصابِرین...
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور
عشق من امیدوارم که همیشه بتونم برات خوب باشم و هیچوقت از من ناراحت نشی وبهترین روزای عمرمون رو کنار هم بگذرونیم تا بتونیم با تلاش همدیگه هرچی غم و غصه و درد و مریضیه بهشون غلبه کنیم کنار هم شاد باشیم مثل روزای اول زندگیمون درست مثل یکسال قبل ...
عشقم
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور
الان چند وقتی دلم عجیب هوای كربلا كرده ... هیچ وقت قسمت نشده كه برم ولی تا اسم حضرت عباس می یاد یهو لرزه به اندامم می افته و اشك تو چشمام حلقه میزنه همیشه آرزوم این بوده كه یه روزی منم اربعین تو كربلا باشم ...
این آرزو قسمت همتون بشه ...
برچسب: اباالفضل,
نویسنده: میلاد محمدپور
روز اول بین مردان خدا اجلاس بود .نوح و ابراهیم وهم الیاس بود . بحث این گردهمایی در میان انبیا .بحث تجلیل از مقام عباس بود. منکران بر دست حیدر ریسمان انداختند. ماجرا می شد تماشایی اگر عباس بود ساربان انگشتر خون خدا دزدید و رفت. دست سارق را قلم میکرد اگر عباس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه .گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
[ شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۶ ] [ 18:52 ] [ سودا ] [ ]
برچسب:
نویسنده: میلاد محمدپور